تا حالا تونستي آنقدر پاک باشي که با نگاه کردن به کسي که دوستش داري تمام نيازهات برطرف بشه ؟ سنگيني نگاهت آنقدر بوده که طرفي که نگاهش مي کني سرشو بندازه پايين ؟ پاکترين و صادقانه ترين دوستت دارم ها رو با نگاه مي توان گفت
وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی خدارو شکر کن چون اون می خواد تو یه زمان مناسب تر غافلگیرت کنه ویه چیزی فراتر از خواسته ی الانت بهت بده!!!
ديگر ملالي نيست جز نداشتنت ?نخواستنت?راندنت?باختنت?رفتنت?نماندنت? با او و هزاران اوي ديگر بودنت?بدون مکث پاسخ منفي دادنت.و عشقي نيست? جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت. اين را برايت نوشته بودم. باز هم مينويسم: « هر ستاره شبي است که از تو دورم?آسمان چه پر ستاره است.»
الو ...الو ...سلام كسي اونجا نيست ؟ مگه اونجا خونه ي خدا نيست ؟ پس چرا كسي جواب نميده ؟ يهو يه صداي مهربون ! مثل صداي یه فرشته ست : بله با كي كارداري كوچولو ؟ - خداهست ؟ باهاش قرارداشتم ...قول داده امشب جوابمو بده! - بگو من ميشنوم. كودك متعجب پرسيد :مگه تو خدايي؟ من با خداكار دارم.... - هر چي ميخوايي بگي به من بگو قول ميدم به خدابگم. صداي بغض آلودش آهسته گفت:يعني خدا منو دوست نداره ؟ فرشته ساكت بود.بعدازمكثي نه چندان طولاني گفت : نه خدا خيلي دوست داره مگه كسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه ؟ بلوراشكي كه درچشماش حلقه زده بود با فشار بغض شكست و بر روي گونه اش غلطيد و باهمان بغض گفت:اصلا" اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه مي كنما.... بعدازچند لحظه هياهوي سكوت.......... - * بگو زيبا بگو. هر آنچه را كه بردل كوچكت سنگيني ميكند بگو... * ديگربغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه كرد و گفت: - خدا جون ...خداي مهربون...خداي قشنگم...مي خواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم ...توروخدا! - * چرا؟اين مخالف تقديره ...چرادوست نداري بزرگ بشي؟ * آخه خداجون من خيلي دوستت دارم قد مامانم .ده تا دوستت دارم...اگه بزرگ بشم نكنه مثل بقيه فراموشت كنم؟ نكنه يادم بره كه يه روزي بهت زنگ زدم؟ نكنه يادم بره هر شب باهات قرارداشتم ؟ مثل بقيه كه بزرگن و فكر ميكنن من الكي باهات دوستم ! مگه ماباهم دوست نيستيم؟؟؟ پس چراكسي حرفمو باور نميكنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اينطوري نميشه باهات حرف زد؟ خدا بعداز تمام شدن گريه هاي كودك : * آدم محبوب ترين مخلوق من چه زود خاطراتش را به ازاي بزرگ شدن فراموش ميكند! كاش همه مثل تو به جاي خواسته های عجيب من روازخودم طلب ميكردند تا تمام دنيا در دستشان جای ميگرفت... كاش همه مثل تو مرا براي خودم و نه براي خودخواهي شان ميخواستند.... دنيا براي تو كوچك است ... بيا تا براي هميشه كوچك بماني و هرگزبزرگ نشوي... * كودك دركنارگوشي تلفن درحالي كه لبخند برلب داشت درآغوش خدا به خواب رفت...
زیاد تو دست انداز نمون!
قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه! خدا روزهای بی غصه وشادی بدون غم وسلامت بدون درد روهم قول نداده ! خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده! خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی! خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده ! قول نداده کوه ها بدون صخره باشن وشیب نداشته باشن! رودخونه ها گل آلود و عمیق نباشن! قول داده....! ولی.... خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده. خدا، استراحت بعد از هرکار سخت و کمک تو کارها وعشق جاودان رو قول داده.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

